الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
35
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
ارسطويى چنين است - مىتوان مجموعهء كوچكترى از مسائل را كه مفهوم حجم دربرگيرنده آنهاست برگزيد و نام آنها را « حجمشناسى » نهاد ، يا حتى تعداد كمترى كه فقط مفهوم كره شامل آنهاست گردآورد و علمى به نام « كرهشناسى » ارائه داد كه در اين صورت بهجاى علم هندسهء فعلى تعدادى علوم كوچكتر ، مثل حجمشناسى ، سطحشناسى ، خطشناسى و يا كرهشناسى ، مكعبشناسى و غير ذلك ، خواهيم داشت . از سوى ديگر ، مىتوان تمام مسائل حساب و هندسه را يك جا به صورت علمى واحد كه موضوع آن كميت است در نظر گرفت كه طبعا بهجاى دو علم حساب و هندسهء فعلى تنها واجد يك علم به نام « كميتشناسى » خواهيم بود ؛ يا فراتر رفته تمام مسائل همهء علوم را يك جا به صورت علمى واحد كه موضوع آن در برگيرندهء موضوعات همهء مسائل است گرد آورد كه اين علم همانا جز فلسفهء اولى نخواهد بود ، زيرا موضوع آن مفهوم موجود است و اين مفهوم بر كليهء موضوعات مسائل همهء علوم قابل صدق است . با اين توضيحات ، پرسشى كه در ابتداى مطلب بدان اشاره شد چنين قابل طرح است : اگر معيار تمايز علوم فقط موضوع علم ، يعنى وجود مفهوم جامع و دربرگيرندهء موضوعات مسائل ، است ، دستهبندى ارسطويى علوم تنها دستهبندى ممكن نيست ، بلكه براساس همين معيار دستهبنديهاى ديگرى نيز ممكن است ؛ پس انتخاب آن از چه روست ؟ به عبارت ديگر ، اگر ملاك وحدت مسائل يك علم تنها وحدت موضوعات آنهاست در يك مفهوم جامع ، يا بايد اساسا پاى علوم مختلف را از ميان برداشت و مسائل تمام علوم را تحت يك علم فراگير - كه جز فلسفهء اولى نمىتواند باشد - گردآورد و يا بايد علوم فعلى به علوم بسيار زياد و جزئىترى تقسيم شوند كه موضوع هريك خاصترين مفاهيم كليى است كه متباين با موضوعات ديگر است ، پس انتخاب تقسيمبندى كنونى چه دليلى دارد ؟ در پاسخ اين سؤال بايد بحث عوارض ذاتيه و غريبه را مطرح كرد . 9 : عوارض ذاتيه و عوارض غريبه در منطق ارسطوئى ، محمولات به دو دستهء ذاتى و غيرذاتى تقسيم مىشوند كه به محمولات ذاتى « عوارض ذاتيه » و به محمولات غيرذاتى « عوارض غريبه » نيز مىگويند . منظور از ذاتى محمولى است كه انفكاك آن از ذات موضوع محال است ، محمولى كه موضوع بهخودىخود و بدون لحاظ غير ، و باصطلاح ذات موضوع ، حمل آن را بر خودش اقتضا دارد . پس هرگاه